رویای منی چو با منی

سکوت به خاموشی خودم .... زیباترین پاسخی بود که به روز گار دادم


برای چشمانت

هوا ترست برنگ هوای چشمانت

دوباره فال گرفتم برای چشمانت

 

اگرچه کوچک و تنگ است حجم این دینا

فبول کن که بریزم به پای چشمانت

 

بگو چه وقت دلم را زیاد خواهی برد ؟

اگرچه خوانده ام جای جای چشمانت

 

دلم مسافر تنهای شهر شب بوهاست

که مانده در عطش کوچه های چشمانت

 

تمام آینه ها تذر یاس لبخندت

جنون آبی دریا فدای چشمانت

 

چه می شود تو صدایم کنی به لهجه موج

به لحن نقره ای و بی صدای چشمانت

 

تو هیچ وقت پس از صبر من نمی آیی

در انتظار ، چه خالیست جای چشمانت

 

به انتهای جنونم رسیده ام اکنون

به انتهای خود و ابتدای چشمانت

 

من و غروب و سکوت و شکستن و پاییز

تو و نیامدن و عشوه های چشمانت

 

خدا کند که بدانی چقدر محتاج ست

نگاه خسته من به دعای چشمانت

 


چهارشنبه 12 آبان 1389

| ارسال نظر(2)
 


به وبلاگ من خوش آمدید بنام زیبای زیباآفرین طوباهستم فرزند تقدیر روزگار ریشه ام درعمق وجود فرشته ئی بنام محمد استوار است دیرگاهیست که دست تقدیر فلک ریشه ام را خشکید و باغبان گل صدبرگم را از گلستان حیات جدا ساخت . و تقدیم به ملکوت اعلی نمود و اورا ازهیاهوی دنیا فارغ نمود و با فرشتگان آسمانی محشور گردانید. روحش شاد ویادش گرامی باد . چکنم شاید این رسم تقدیرمنست ایکاش سرنوشت جز این مینوشت هرگاه به نگاه های مملو ازمحبت مادرم مینگرم و یا به اشک تنهائی خواهرکوچکترم ( پروانه ) دنیای من رنگ دیگری میگیرد وسرا پا آتش میگیرم وچاره ئی جز تحمل ندارم . خیلی نامردی روزگار ! برادری ندارم من مانده ام ومادری که چشم وامیدش به سه دخترش هست. گه گاهی با خود میجنگم وفکرمیکنم که میتوان باهمه نابسامانیهای روزگار کنار آمد آخه من شنیدم که خداوند انسانهای را که دوست دارد مورد امتحانش قرار میدهد من منتظرم تا ببینم که خدای خوبم با من چه میکند آیا امتحان دیگری هم وجود دارد ؟یا همه چیز رو به بهبود هست . خوب هرچه هست ونیست روزی ظاهر خواهد شد و دنیا هم ارزش غم وغصه را ندارد ومن هم دیگر بااین روزگار خو گرفتم و برایم سیاهی وسپیدی فرقی نداره تن را به تقدیر سپردم ودل را به دوستی بستم که او هم مثل من سرد وگرم روزگار را چشیده است و حتی ازمن هم تنها تر و با روزگار کنونی غریبه تراست انگار از قرون وسطی به امسال آمده است سراپا سادگی . صفا . صمیمیت وصداقت است و هرچند گاه با او به صحبت مینشینم و خوان درد هایم را میگشایم و به سادگی تمام به او میگویم . بهرصورت از وبلاگم کمی بگویم این وبلاگ نیست شهریست شهرعشق که بروی تمام دوستانم باز است وبدون نظرات شما دوستان خوبم نمیتوانم به زیبائی این شهر بیفزایم فقط نظرات شما میتواند که مرا به اوج موفقیت و وبلاگ نویسی برساند نظریات شما رهنمود خوبی برایم هست پس بیائید با نظرات نیک خود مرا یاری رسانید. دوستدار شما طوبا هوشمند
mohammadi_m28@yahoo.com

 

 


 

 


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران