رویای منی چو با منی

سکوت به خاموشی خودم .... زیباترین پاسخی بود که به روز گار دادم


post

 

                                  

عمريست زمانه درعذاب من وتوست گرماي زمين ازالتهاب من و توست آن قصه

كه كهنگي ندارد

هرگز سوگند به عشق انتخاب من و توست

تا هستم اي رفيق نداني كه كيستم روزي سراغ وقت من آيي كه نيستم

                                

چهارشنبه 01 دی 1389 | ارسال نظر(0)

 
post

روز اول گل سرخی برایم آوردی گفتی برای همیشه دوستتدارم

 روز دوم گل زردی بــــــــــرایم اوردی گفتی دوستت ندارم

 روز سوم گل سفیــــــــــــــــــــــدی برایم اوردی

 و سر قبرم گذاشتــــــــــــی و گفتی

 من را ببخش فقـــــــــــط

 یک شوخی بود.

 

 

 

 

 

 

 

دوشنبه 29 آذر 1389 | ارسال نظر(0)

 
خاخرات

 باز در چهره خاموش خیال
خنده زد چشم گناه آموزت
باز من ماندم و در غربت دل
حسرت بوسه هستی سوزت
باز من ماندم و یك مشت هوس
باز من ماندم و یك مشت امید
یاد آن پرتو سوزنده عشق
كه ز چشمت به دل من تابید
باز در خلوت من دست خیال
صورت شاد ترا نقش نمود
بر لبانت هوس مستی ریخت
در نگاهت عطش طوفان بود
یاد آن شب كه ترا دیدم و گفت
دل من با دلت افسانه عشق
چشم من دید در آن چشم سیاه
نگهی تشنه و دیوانه عشق
یاد آن بوسه كه هنگام وداع
بر لبم شعله حسرت افروخت
یاد آن خنده بیرنگ و خموش
كه سراپای وجودم را سوخت
رفتی و در دل من ماند به جای
عشقی آلوده به نومیدی و درد
نگهی گمشده در پرده اشك
حسرتی یخ زده در خنده سرد
آه اگر باز بسویم آیی
دیگر از كف ندهم آسانت
ترسم این شعله سوزنده عشق
آخر آتش فكند بر جانت

اگر به خانه ی من آمدی برای من ای مهربان چراغ بیاور

دوشنبه 22 آذر 1389 | ارسال نظر(0)

 
post

                                                                        

                                                

 

                               نگات قشنگه وليكن يه كم عجيب و مبهمه


         من از كجا شروع كنم دوست دارم يه عالمه


من و گذاشتي و بازم يه بار ديگه رفتي سفر


           نمي دونم شايد سفر براي دردات مرهمه


تا وقتي اينجا بموني يه حالت عجيبيه


      من چه جوري واست بگم بارون قشنگ ونم نمه


هواي رفتن كه كني واسه تو فرقي نداره


          اما به جون اون چشات مرگ گلاي مريمه


آخرشم دق مي كنم تا من و دوست داشته باشي


  مردن كه از عاشقيه يک دفعه نيست كه كم كمه


    من نمي دونم تو چرا اينجور نگاهم مي كني


    زير نگاه نافذت نگاه عاشقم خمه


  مي پرسم از چشماي تو ممكنه اينجا بموني ؟


     مي خندي و جواب مي دي رفتن من مسلمه


برو به خاطر خودت اما به من قول بده


   هرجاي دنيا كه بري ديگه نشو مال همه


رسمه كه لحظه ي سفر يادگاري به هم مي دن


  قشنگ ترين هديه ي تو تو قلب من يه مشت غمه


       شايد اين و بهم دادي كه هميشه با من باشه


  حق با تو،تو راست مي گي غمت هميشه پيشمه


 ديدي گلا شب كه ميشه اشكاشونو رو پاک مي كنن


    يادت باشه چشم منم هميشه غرق شبنمه


  تو مي ري و اسم من واز رودلت خط مي زني


     اسم قشنگ تو ولي هميشه هرجا يادمه


   چشماي روشنت يه كم كاش هواي من رو داشت


         تنها توقعم فقط يه بار جواب نامه

نگات قشنگه وليكن يه كم عجيب و مبهمه


         من از كجا شروع كنم دوست دارم يه عالمه


من و گذاشتي و بازم يه بار ديگه رفتي سفر


           نمي دونم شايد سفر براي دردات مرهمه


تا وقتي اينجا بموني يه حالت عجيبيه


      من چه جوري واست بگم بارون قشنگ ونم نمه


هواي رفتن كه كني واسه تو فرقي نداره


          اما به جون اون چشات مرگ گلاي مريمه


آخرشم دق مي كنم تا من و دوست داشته باشي


  مردن كه از عاشقيه يک دفعه نيست كه كم كمه


    من نمي دونم تو چرا اينجور نگاهم مي كني


    زير نگاه نافذت نگاه عاشقم خمه


  مي پرسم از چشماي تو ممكنه اينجا بموني ؟


     مي خندي و جواب مي دي رفتن من مسلمه


برو به خاطر خودت اما به من قول بده


   هرجاي دنيا كه بري ديگه نشو مال همه


رسمه كه لحظه ي سفر يادگاري به هم مي دن


  قشنگ ترين هديه ي تو تو قلب من يه مشت غمه


       شايد اين و بهم دادي كه هميشه با من باشه


  حق با تو،تو راست مي گي غمت هميشه پيشمه


 ديدي گلا شب كه ميشه اشكاشونو رو پاک مي كنن


    يادت باشه چشم منم هميشه غرق شبنمه


  تو مي ري و اسم من واز رودلت خط مي زني


     اسم قشنگ تو ولي هميشه هرجا يادمه


   چشماي روشنت يه كم كاش هواي من رو داشت


         تنها توقعم فقط يه بار جواب نامه

 

 

 

پنج‌شنبه 18 آذر 1389 | ارسال نظر(0)

 
post

 بچه بودم فقط بلد بودم تا 10 بشمرم

نهايت هر چيزي همين 10 تا بود

از بابا بستني که مي خوا ستم10 مي خواستم

مامانو 10 تا دوست داشتم

خلا صه ته دنيا همين 10 تا بود

و اين 10 تا خيلي قشنگ بود

حالا نمي دونم که دنيا چقدره نهايت دوست داشتن

چندتاست ده

تا بستني هم کفافمو نمي ده

خيلي هم طمعه کار شده ام

اما مي خوام بگم دوستت دارم

مي دوني چقدر؟

به اندازه همون ده تاي بچگي

 

چهارشنبه 17 آذر 1389 | ارسال نظر(0)

 
post

 

یکشنبه 14 آذر 1389 | ارسال نظر(0)

 
post


چهارشنبه 10 آذر 1389 | ارسال نظر(1)

 
تنها می مانم...


اي كساني‌كه مأمور دفن من هستيد...هرگاه كه من مُردم مرا در تابوت سياهي بگذاريد تا همگان

بدانند كه جز سياهي در دنيا، چيزي نديده‌ام.

 چشمانم، چشمانم‌را باز بگذاريد تا بداند كه هنوز چشم انتظارم. دهانم، دهانم‌را باز بگذاريد تا باور

كند كه هنوز، ناگفتني‌ها دارم. دستانم، دستانم‌را باز بگذاريد تا ببينند كه چيزي باخود نخواهم برد.

 در تابوت را باز بگذاريد تا شايد كه بيايد آن‌گاه، صليبي از يخ بر سر مزارم بگذاريد تا با اولين

طلوع خورشيد، آب گشته، بر خاکم بگريد شما نگرييد


ديگران نگريند هيچ‌كس نماند

همه برويد تنها بودم مي‌خواهم تنها بمانم  

یکشنبه 07 آذر 1389 | ارسال نظر(1)

 
چی بگم

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

               

چی بگم از كجا بگم
دردمو با كیا بگم
بهتره كه دم نزنم
بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir
حرفی از عشقم نزنم
از عشقی كه گم شد ورفت
بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir
عاشق مردم شدو رفت
عشقی كه بی فروغ نبود
بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir
برای من دروغ نبود
بغض نشسته تو گلوم
بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir
وقتی نشستی روبه روم
من از خودم چرا بگم
بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir
باید از اون چشا بگم
خیره تو چشم مست تو
دست میدم به دست تو
بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir
دل از زمونه میكنم
حرف دلم رو میزنم
چه حالتی داره چشات
بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir
نرگس بیماره چشات
چشم تو خوابم میكنه
مست و خرابم میكنه
بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir
وقتی نشستی رو به من
ازعاشقی بگو به من
بزار چشات دل ببره
بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir
اینجوری باشه بهتره
چشات اگه پس نزنن
چشای سرسپردمو
بهاربيست                   www.bahar20.sub.ir
میشه فراموش كنم
خاطره های مردمو

 

 

بهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.irبهاربيست                   www.bahar20.sub.ir

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar-20.com

 

 

چهارشنبه 03 آذر 1389 | ارسال نظر(0)

 
فقط سوز دلم را.......

فقــــط سوز دلم را در جهان پروانه میداند

غمم را بلبلی که اواره شد از لانه میداند

نگویــــــــــــــــــــــــم چون زغیرت غیر میسوزد به حال من

ننالـــــــــــــــــــــــــــــــــم چون ز غم یارم مرا بیگانه میداند

بامیـــــدی نشستم شکوه خود را بدل گفتم

همی خندد به من این هم مرا دیوانه میداند

به جـــــــــــــــــان او که دردش را هم از جان دوست تر دارم

ولـــــــــــــــــــــــــــــی میمیرم از این غم که داند یا نمیداند ؟

نمیداند کسی که اندر سر زلفش چه خون ها شد

ولیکــــــــــــن مو به مو این داستان را شانه میداند.

سه‌شنبه 02 آذر 1389 | ارسال نظر(0)

 


به وبلاگ من خوش آمدید بنام زیبای زیباآفرین طوباهستم فرزند تقدیر روزگار ریشه ام درعمق وجود فرشته ئی بنام محمد استوار است دیرگاهیست که دست تقدیر فلک ریشه ام را خشکید و باغبان گل صدبرگم را از گلستان حیات جدا ساخت . و تقدیم به ملکوت اعلی نمود و اورا ازهیاهوی دنیا فارغ نمود و با فرشتگان آسمانی محشور گردانید. روحش شاد ویادش گرامی باد . چکنم شاید این رسم تقدیرمنست ایکاش سرنوشت جز این مینوشت هرگاه به نگاه های مملو ازمحبت مادرم مینگرم و یا به اشک تنهائی خواهرکوچکترم ( پروانه ) دنیای من رنگ دیگری میگیرد وسرا پا آتش میگیرم وچاره ئی جز تحمل ندارم . خیلی نامردی روزگار ! برادری ندارم من مانده ام ومادری که چشم وامیدش به سه دخترش هست. گه گاهی با خود میجنگم وفکرمیکنم که میتوان باهمه نابسامانیهای روزگار کنار آمد آخه من شنیدم که خداوند انسانهای را که دوست دارد مورد امتحانش قرار میدهد من منتظرم تا ببینم که خدای خوبم با من چه میکند آیا امتحان دیگری هم وجود دارد ؟یا همه چیز رو به بهبود هست . خوب هرچه هست ونیست روزی ظاهر خواهد شد و دنیا هم ارزش غم وغصه را ندارد ومن هم دیگر بااین روزگار خو گرفتم و برایم سیاهی وسپیدی فرقی نداره تن را به تقدیر سپردم ودل را به دوستی بستم که او هم مثل من سرد وگرم روزگار را چشیده است و حتی ازمن هم تنها تر و با روزگار کنونی غریبه تراست انگار از قرون وسطی به امسال آمده است سراپا سادگی . صفا . صمیمیت وصداقت است و هرچند گاه با او به صحبت مینشینم و خوان درد هایم را میگشایم و به سادگی تمام به او میگویم . بهرصورت از وبلاگم کمی بگویم این وبلاگ نیست شهریست شهرعشق که بروی تمام دوستانم باز است وبدون نظرات شما دوستان خوبم نمیتوانم به زیبائی این شهر بیفزایم فقط نظرات شما میتواند که مرا به اوج موفقیت و وبلاگ نویسی برساند نظریات شما رهنمود خوبی برایم هست پس بیائید با نظرات نیک خود مرا یاری رسانید. دوستدار شما طوبا هوشمند
mohammadi_m28@yahoo.com

 

 

[Link_Title]

 

 


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران