رویای منی چو با منی

سکوت به خاموشی خودم .... زیباترین پاسخی بود که به روز گار دادم


یاد گرفتم

یاد گرفتم که عشق با تمام عظمتش ۲ یا ۳ ماه بیشتر زنده نیست،

 یاد گرفتم که عشق یعنی فاصله و فاصله یعنی دو خط موازی که به هم نمیرسند،

یاد گرفتم در عشق هیچ کس به اندازه خودت وفادار نیست،

و یاد گرفتم که هر چه عاشق تری تنها تری.

 

اگر........ .......اگر سهم من ........ ......از اين همه ستاره ....... .......فقط سوسوي غريبي است

...... ........ غمي نيست. ........... همين انتظار رسيدن شب برايم كافيست...

 

زندگي اجبار است مرگ انتظار است عشق يكبار است جدايي دشوار است فكر تو تكرار است

اگر رفتم تو يادم كن اگر مردم تو خاكم كن

پنج‌شنبه 05 اسفند 1389 | ارسال نظر(0)

 
ولنتاین

میدونی ولنتاین یعنی چی؟

یعنی اینکه یه عاشق واقعی باید به یه نفر دل ببنده

و تا آخر عمر هم عاشقانه عاشقش باشه

عاشقتم تا همیشه ولنتاین مبارک

--------------

نمیگم دوستت دارم
نمیگم عاشقتم
میگم دیونتم که اگه یه روز ناراحتت کردم بگی بیخیال دیونست

 

دوشنبه 25 بهمن 1389 | ارسال نظر(0)

 
فرق من و تو

فرق من و تو: گفتی عاشقمی، گفتم دوستت دارم.

گفتی اگه یه روز نبینمت میمیرم، گفتم من فقط ناراحت میشم.

گفتی من بجز تو به كسی فكر نمی كنم، گفتم اتفاقا من به خیلی ها فكر می كنم.

گفتی تا ابد تو قلب منی، گفتم فعلا تو قلبم جا داری.

گفتی اگه بری با یكی دیگه من خودمو می كشم، گفتم اما اگه تو بری با یكی دیگه، من فقط دلم میخواد طرف رو خفه كنم.

گفتی ... ، گفتم... . حالا فكر كردی فرق ما این هاست؟ نه! فرق ما اینه كه: تو دروغ گفتی، من راستشو

بهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.comبهار-بيست دات كام   تصاوير زيبا سازی وبلاگ    www.bahar22.com

چهارشنبه 20 بهمن 1389 | ارسال نظر(0)

 
وقتی

وقتي کوچيک بوديم دلمون بزرگ بود

ولي حالا که بزرگ شديم بيشتر دلتنگيم ............

کاش کوچيک مي مونديم

تا حرفامون رو از نگاهمون بفهمن نه حالا که بزرگ شديم

و فرياد هم که مي زنيم باز کسي حرفمون رو نميفهمه ...

دوشنبه 18 بهمن 1389 | ارسال نظر(0)

 
گریه

اگه گریه بزاره مینویسم
کدوم لحظه تورو از من جدا کرد
نگو اصلا نفهمیدی نگو نه
تو بودی اونکه دستامو رها کرد

یکشنبه 10 بهمن 1389 | ارسال نظر(0)

 
post

دوشنبه 04 بهمن 1389 | ارسال نظر(0)

 
بی تو مهتاب

بي تو مهتاب شبي باز از آن كوچه گذشتم.
همه تن چشم شدم خيره به دنبال توگشتم.

شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم.
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.



در نهانخانه جانم , گل ياد تو درخشيد,
باغ صد خاطره خندید,
عطر صد خاطره پیچید.


یادم آمد که شبی با هم از آن کوچه گذشتیم,
پر گشودیم و در آن خلوت دلخواسته گشتیم,


ساعتی بر لب آن جوی نشستیم.
تو , همه راز جهان ریخته در چشم سیاهت,

من , همه محو تماشای نگاهت.


آسمان صاف و شب آرام,
بخت , خندان و , زمان رام.

خوشهء ماه فرو ریخته در آب,
شاخه ها دست برآورده به مهتاب.

شب و صحرا و گل و سنگ,
همه , دل داده به آواز شباهنگ.



یادم آمد تو به من گفتی: « از این عشق حذر کن!
لحظه ای چند بر این آب نظر کن!
آب , آیینهء عشق گذران است.
تو که امروز نگاهت به نگاهی نگران است,
باش فردا , که دلت با دگران است!
تا فراموش کنی , چندی از این شهر , سفر کن!»


با تو گفتم: «حذر از عشق ندانم.
سفر از پیش تو هرگز نتوانم,
نتوانم!»


روز اول که دل من به تمنّای تو پر زد,
چون کبوتر بر لب بام تو نشستم.

تو به من سنگ زدی , من نرمیدم , نه گسستم.

باز گفتم که تو صیّادی و من آهوی دشتم,

تا به دام تو در افتادم , همه جا گشتم و گشتم,
حذر از عشق ندانم,
سفر از پیش تو هرگز نتوانم , نتوانم!


اشکی از شاخه فرو ریخت.
مرغ حق , نالهء تلخی زد و بگریخت...
اشک در چشم تو لرزید,
ماه بر عشق تو خندید.
یادم آمد که دگر از تو جوابی نشنیدم,
پای در دامن اندوه کشیدم,
نگسستم , نرمیدم...



رفت در ظلمت غم , آن شب و شبهای دگر هم,
نه گرفتی دگر از عاشق آزرده خبر هم,
نه کنی دیگر از آن کوچه گذر هم...!
بی تو امّا به چه حالی من از آن کوچه گذشتم...!

چهارشنبه 29 دی 1389 | ارسال نظر(0)

 
آدمک آخر دنیاست بخند

 

آدمک اخر دنیاست بخند
آدمک مرگ همینجاست بخند

آن خدایی که بزرگش خواندی
به خدا مثل تو تنهاست بخند

دست خطی که تو را عاشق کرد
شوخی کاغذی ماست بخند

فکر کن درد تو ارزشمند است
فکر کن گریه چه زیباست بخند

صبح فردا به شبت نیست که نیست
تازه انگار که فرداست بخند

راستی آنچه به یادت دادیم
بر زدن نیست که درجاست بخند

آدمک نغمه آغاز نخوان
به خدا آخردنیاست بخند



deborah.pardisblog.com

سه‌شنبه 28 دی 1389 | ارسال نظر(0)

 
یکی رو

                  اگه يكي رو ديدي وقتي داري رد ميشي بر مي گرده

                 ونگات مي كنه بدون براش مهمي اگه يكي رو ديدي

                    كه وقتي داري ميرفتي بر مي گردو با عجله مياد

                             به سمتت بدون براش عزيزي اگه

                  يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي بر مي گرد

                   و نگات مي كنه بدون واسش قشنگي اگه يكي رو ديدي

                              كه وقتي داري گريه مي كني مياد

                        با هات اشك مي ريزه بدون دوستت داره

دوشنبه 13 دی 1389 | ارسال نظر(0)

 
post

 

                                  

عمريست زمانه درعذاب من وتوست گرماي زمين ازالتهاب من و توست آن قصه

كه كهنگي ندارد

هرگز سوگند به عشق انتخاب من و توست

تا هستم اي رفيق نداني كه كيستم روزي سراغ وقت من آيي كه نيستم

                                

چهارشنبه 01 دی 1389 | ارسال نظر(0)

 


به وبلاگ من خوش آمدید بنام زیبای زیباآفرین طوباهستم فرزند تقدیر روزگار ریشه ام درعمق وجود فرشته ئی بنام محمد استوار است دیرگاهیست که دست تقدیر فلک ریشه ام را خشکید و باغبان گل صدبرگم را از گلستان حیات جدا ساخت . و تقدیم به ملکوت اعلی نمود و اورا ازهیاهوی دنیا فارغ نمود و با فرشتگان آسمانی محشور گردانید. روحش شاد ویادش گرامی باد . چکنم شاید این رسم تقدیرمنست ایکاش سرنوشت جز این مینوشت هرگاه به نگاه های مملو ازمحبت مادرم مینگرم و یا به اشک تنهائی خواهرکوچکترم ( پروانه ) دنیای من رنگ دیگری میگیرد وسرا پا آتش میگیرم وچاره ئی جز تحمل ندارم . خیلی نامردی روزگار ! برادری ندارم من مانده ام ومادری که چشم وامیدش به سه دخترش هست. گه گاهی با خود میجنگم وفکرمیکنم که میتوان باهمه نابسامانیهای روزگار کنار آمد آخه من شنیدم که خداوند انسانهای را که دوست دارد مورد امتحانش قرار میدهد من منتظرم تا ببینم که خدای خوبم با من چه میکند آیا امتحان دیگری هم وجود دارد ؟یا همه چیز رو به بهبود هست . خوب هرچه هست ونیست روزی ظاهر خواهد شد و دنیا هم ارزش غم وغصه را ندارد ومن هم دیگر بااین روزگار خو گرفتم و برایم سیاهی وسپیدی فرقی نداره تن را به تقدیر سپردم ودل را به دوستی بستم که او هم مثل من سرد وگرم روزگار را چشیده است و حتی ازمن هم تنها تر و با روزگار کنونی غریبه تراست انگار از قرون وسطی به امسال آمده است سراپا سادگی . صفا . صمیمیت وصداقت است و هرچند گاه با او به صحبت مینشینم و خوان درد هایم را میگشایم و به سادگی تمام به او میگویم . بهرصورت از وبلاگم کمی بگویم این وبلاگ نیست شهریست شهرعشق که بروی تمام دوستانم باز است وبدون نظرات شما دوستان خوبم نمیتوانم به زیبائی این شهر بیفزایم فقط نظرات شما میتواند که مرا به اوج موفقیت و وبلاگ نویسی برساند نظریات شما رهنمود خوبی برایم هست پس بیائید با نظرات نیک خود مرا یاری رسانید. دوستدار شما طوبا هوشمند
mohammadi_m28@yahoo.com

 

 

[Link_Title]

 

 


💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران